دنیــــــای مــن...

می گــویند: دنیــــا بی وفــاســت؛

امـــا.....

قدرش را بدانید!

مـن دنیــــای بـی وفــاتری هــــــــم داشتـــــه ام !!

به چه می خندی؟

به چه ميخندي!؟ به چه چيز !؟ به شكست دل من /يا به پيروزي خويش !؟
 
 به چه ميخندي /به نگاهم كه
 
چه مستانه ترا باور كرد!؟ يا به افسونگري چشمانت!؟
 
كه مرا سوخت و خاكستر كرد!؟به چه ميخندي!؟ به
 
دل ساده من ميخندي /كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست!؟
 
 يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد!؟ به
 
چه ميخندي!؟به هم آغوشي من با غمها/يا به ...../خنده دار
 
است .....بخند!!!

انقضای عشق.......

انـقـضای خــاص بــودنـت بـه پـایـان رسـیـد...

دیـگـه بـه تــو فکـر نـمـیـکـنـم

گـنـاه اســت!!

چـشم داشتـن بـه مال غـریـبـه ها ...

قهر

كاش ميفهميدي. . .


 قهر ميكنم تا دستم را محكمتر بگيري و بلندتر بگويي: 


بمان...


نه اينكه شانه بالا بيندازي و بگويي:


هر طور راحتي...

رفاقت

گرچه الوده دنیای غریبم اما...

سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم؛

دستانم اگر عاطفه را می فهمند؛

با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم ...

حرف دل


کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،من در اوج قصه گم شده ام….!

این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشداز دلتــــ که مایه بگذاری

 ســوخـــــته ای . . ....

...تنهایم نگذار...

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم

تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست

تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام

تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست

تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست

تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار 

خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند

اما از روزي که تو راديديم نوشتم

از تنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي توبودنم است

از تنهائی بيزارم زيرا فضاي غم گفته سكوتم تورا فرياد ميزند

از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام

از تنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام

از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد

از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم

از تنهائي بيزارم زيرا هر وقت تنهائي گريه كنم دستهاي

مهربانت رابراي پاک كردن اشكهايم كم مي آورم

از تنهائي بيزارم چون شيرين ترين لحظاتم باتوبودن است

از تنهائي بيزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيرد

از تنهائي بيزارم چون کوير خشک لبانم عطش باران محبت از لبانت رادارد

از تنهائي بيزارم چون هنوز به قداست شانه هايت ايمان دارم

از تنهائي بيزارم چون تمام واژه هاي شعرم با تو بودن را فرياد ميزند

از تنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردم


هميشه وهمه جا درهمه حال حضورت را در قلبم حس کردم پس بگذار با تو باشم

عاشقانه در آغوش پر مهر تو بميرم


تا هميشه ماندگار باشم



...تنهایم نگذار...

دل مجنون


 بـا دلی مجنون در این ماتم سـرا افتاده ام

     
تشنه ی دردم که در عُزلت سرا افتاده ام


 در ســکوت جان چرا گشتم اسیر فکـر تو


نـور خاموشم که در ظلمت سرا افتاده ام

رفاقت چیست...

رفاقت یعنی تا وقتی پول داری باهاتم....! 

رفاقت یعنی تا وقتی وسیله زیر پاته باهاتم...! 

رفاقت یعنی هر چی تقصیره گردن من....! 

و تو اصلا به خودت نگاه نکنی....! 

رفاقت یعنی از هر حرفی بهت زدم سوء استفاده کنی....! 

رفاقت یعنی موقع دردسر منکر همه چیز بشی....! 

رفاقت یعنی من همه چیز را بهت بگم ولی تو نه....! 

و تو از گفته های من به سود خودت استفاده کنی....! 

رفاقت یعنی خودت را پیش بقیه با کوچیک کردن من بزرگ کنی....!  

رفاقت یعنی حرفت پیش من یجور باشه و پیش بقیه یجور دیگه.....! 

رفاقت یعنی دستت دور گردن من باشه...! 

و من غافل از اینکه این دست دار منه....! 

رفاقت یعنی وقتی بهتراز من پیدا کردی.....! 

خداحــــــافظ.....!  

رفاقت یعنی من گریه کنم تا تو بخندی.....!

رفاقت یعنی.....!  

هیچی ،ولش کن ، شاید همه رفاقتا اینطور نباشه...! 

همون بهتر که بگم...! 

رفاقت یعنی تو حرف بزن و من سکوت میکنم....! 

این است انصاف رفاقت؟؟ 

همین....! 

حامد فرد

کورش اسطوره تاریخ

کوروش پاشو ببين کشور تو راه مهيبيه //// پاشو بنگر که ملت توي خواب عميقيه

ببين به دنيا داريم ميگيم که ما برتريم //// در حالي که ما ها همه يه مشت گدا پروريم
ببين يه جوون از ته دلش بهت داره ميگه //// اينجا لوات و ضنا جزئي از کردار نيکه
کوروش ناموس فروشي رو دور قيمته //// کوروش ملت گفتار نيکش فحشو غيبته
کوروش تو رو تحقيرو ويران کردن //// اسمت خط خورده از تقويم ايران رسما
راستي مقبرت با سيل و بلاها رفته //// عکست فقط سر در قليون سراها نصبه
کوروش ارامش خيلي وقته زنداني شده //// نماد فروهر نماد شيطاني شده
کوروش داره برميگرده عقب زمونه //// کوروش راستي ميدونستي خدا عرب زبونه
يعني جهنم جاي ماست که فارسي خونديم //// دنيا پيشرفت کرد ما دوره ي دارسي مونديم
کوروش خليجتو خليج عرب ناميدن //// ولي بازم عربو تو وطن راه ميدن
همون عرب هايي که هستن تشنه به خونمون //// همونا که دختار رو کردن زنده به گورشون
هستن همسايه ي ايران ما روي کاغذ //// ولي دستاشون با دست بيگانه ها تو يه کاسس


کجايي که ببيني دلا خونن
همه درگير يه لقمه نونن
حتي جووناي ايرانت
ديگه هيچي از عشق نميدونن
يه روز مياد که به جز يه نقشه
چيزي از ايران باقي نمونه
کسايي که رفتنو جون دادن
به خدا واسه ي بهشت نبوده
انقد درگير شديم که غيرت
ديگه واسمون معنا نداره
کوروش بيدار شو وقت خواب نيست
شديم طفلي که مادر نداره
هرکي مياد به اسم يه مادر
يه چيزي ازمون برميداره
يه روز مياد که يه ايراني
ديگه هيچي از خودش نداره


دلت گرفته کوروش ميدونم تابع احساسي //// مردم اشک ريختن سر قبر ناصر حجازي
ولي چه فايده اسطوره ها در اغوش ميرنو //// بعد مدتي از ياد ها فراموش ميشن
بغضي تو گلومه مثل يه ديوانه تو بندم //// چرا تنديستو دادن دست بيگانه تو لندن
چرا يادت کوروش از همه حيث دود شده //// نوشتن عقده ها فقط توي فيسبوک شده
کوروش مردو مردونگي از تو افکار رفته //// سلاح کشتار جمعي شده اخبار هفته
جوونا جيباشون خاليه و از دم بيکارن //// اونا فکر خالي کردنو بار زدن سيگارن
کوروش جوونا از بي پوليشون جنون ميگيرنو //// يه عده ريش سفيد نشستن جومونگ ميبينن
از همون ريش سفيدايي که جيباشون شده //// پول ملت که تو حساباي سيباشون پره
ما هم هر روز از ديروزمون مرده تر هستيم //// که يه ملت سياه پوشه مرده پرستيم
کوروش هواپيماها به عشق ملت ميپرنو //// مسافرارو به بهشتو جنت ميبرن
بعد اين حادثه مردم رخت سياه ميپوشنو //// شراب مرگو با يه بخت سياه مينوشن
کوروش جايه اينکه به اميد اينده بشيني //// حامد حاضره بميره ايرانو پاينده ببيني

زندگی

زندگي كوزه ي آبي خنك و رنگين است
آب اين كوزه گهي تلخ،گهي شور،گهي شيرين است
زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته ست
تادرآن دوست نباشد همه درهابسته ست.

ای فلک

ای فلک... گر من نمیزادی اجاقت کور بوووود؟

من که خود رازی به این خلقت نبودم زور بوووود؟

من که باشم یا نباشم کار گردون لنگ نیست....

من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیسسسسست